ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )

128

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )

حجاج بن عبد الملك بن حجاج بن يوسف ، مىگويد : اگر بنا بود مردى از طلا باشد آن مرد من بودم ، گفتند : چگونه ؟ جواب داد : من از هيچ كنيزى - از حال تا زمان حضرت آدم - جز هاجر به دنيا نيامده‌ام ، گفتند : اگر هاجر ( 8 ) نبود كه تو سگى از سگان بودى ! پيامبر ( ص ) فرمود : « دشمنترين دشمنانت نفس خود تو است كه در درون خويشتن است . » ( 9 ) امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « سختترين كارها سه تا است : به ياد خدا بودن در همه حال ، كمك مالى و همدردى با برادران مسلمان و نسبت به رفتار خود با مردم انصاف داشتن . » ( 10 ) عدى بن ارطاة به عمر بن عبد العزيز در نامه‌اى نوشت : اما بعد ، پيش از ما گروهى بودند كه ماليات نمىپرداختند مگر اين كه تحت شكنجه و آزار قرار مىگرفتند ! نظر شما چيست ؟ عمر بن عبد العزيز در جواب نوشت : امّا بعد ، بسيار تعجّب از شما دارم كه به من مىنويسى تا اجازه دهم كه مردم را شكنجه كنى ، گويا اجازهء من بجاى عذاب خدا ، بهشت را براى تو تضمين مىكند ، و يا رضايت من باعث نجات تو از خشم خداست ، پس هر كس ماليات را از روى ميل داد بگير ، و اگر نداد ، رها كن و به خدا واگذار به خدا قسم اگر آنها با پرداخت مالياتشان خدا را ملاقات كنند بهتر است نزد من تا آن كه من خدا را ملاقات كنم در حالى كه مرتكب اذيّت و آزار آنان شده باشم ، و السّلام . سليمان بن عبد الملك به ابو حازم گفت : راه نجات از اين كار چيست ؟ جواب داد : چيز سهل و ساده‌اى است . گفت : چيست ؟ جواب داد : چيزى را جز از راه درست به دست مياور ، و جز در راه درست ، هم صرف نكن ، سليمان گفت : چه كسى توان چنين رفتارى را دارد ؟ جواب داد : آن كس كه طالب بهشت و بر حذر از آتش است . مأمون به يكى از كارگزارانش كه از او شكايت كرده بودند ، چنين